تبليغاتX
زیزانا

زیزانا

 

امروز یاد یه خاطره ای افتادم که ضربان قلبمو  برد بالای ۲۰۰ تا در دقیقه !

دلم پلاسمولیز شد !

چرا من هنوز با خاطراتم دارم زندگی می کنم ؟! با خاطراتی که دیگه گذشتن و بر نمی گردن !؟ خاطراتی که دیگه هیچ ارزشی ندارنحتی ارزش فکر کردن !!!!!

چرا فراموش کردنت انقدر سخته ؟! الان ۶ ماه گذشته ! مگه تو کی بودی ؟ مگه چه کار خارق العاده ای برام کردی ؟! مگه تو همونی نبودی که اعصابمو می ریختی به هم ؟ مگه تو همونی نبودی که بهم دروغ گفتی ؟ مگه تو همونی نبودی که بهم دیر گفتی کس دیگه ای رو دوس داری و می خوای باهاش ازدواج کنی ؟ مگه تو همونی نبودی که تحقیرم کردی ؟ مگه تو همونی نبودی که ..................!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:17  توسط زي زي   | 

 

چند وقته روزی چند ساعت دلم می گیره !خستم !

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 20:31  توسط زي زي   | 

 

ما همچنان سبز سبزیم ! سبز میمونیم تا رای سبز خود را پس بگیرم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 14:37  توسط زي زي   | 

 

 

من خیلی خوشحااااااااالم چوون امتحان کوفت فردام کنسل شددددددد!

هنوزم وقتی pm مي دي قلبم مياد تو دهنم ! چرا؟؟؟؟! چرا من هنوزم اين جوووريم !!!!؟!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 15:43  توسط زي زي   | 

دلم اندازه ی کل دنیا گرفته !(این تیکه ی تو بووووووووووود!)
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 20:28  توسط زي زي   |