تبليغاتX
زیزانا

زیزانا

 

 

 

تا کی می خوام دنبال نشونه بگردم ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 12:57  توسط زي زي   | 

آخه چرا ؟

 

امروز یاد یه خاطره ای افتادم که ضربان قلبمو  برد بالای ۲۰۰ تا در دقیقه !

دلم پلاسمولیز شد !

چرا من هنوز با خاطراتم دارم زندگی می کنم ؟! با خاطراتی که دیگه گذشتن و بر نمی گردن !؟ خاطراتی که دیگه هیچ ارزشی ندارنحتی ارزش فکر کردن !!!!!

چرا فراموش کردنت انقدر سخته ؟! الان ۶ ماه گذشته ! مگه تو کی بودی ؟ مگه چه کار خارق العاده ای برام کردی ؟! مگه تو همونی نبودی که اعصابمو می ریختی به هم ؟ مگه تو همونی نبودی که بهم دروغ گفتی ؟ مگه تو همونی نبودی که بهم دیر گفتی کس دیگه ای رو دوس داری و می خوای باهاش ازدواج کنی ؟ مگه تو همونی نبودی که تحقیرم کردی ؟ مگه تو همونی نبودی که ..................!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:17  توسط زي زي   | 

 

چند وقته روزی چند ساعت دلم می گیره !خستم !

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 20:31  توسط زي زي   | 

 

ما همچنان سبز سبزیم ! سبز میمونیم تا رای سبز خود را پس بگیرم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 14:37  توسط زي زي   | 

 

 

من خیلی خوشحااااااااالم چوون امتحان کوفت فردام کنسل شددددددد!

هنوزم وقتی pm مي دي قلبم مياد تو دهنم ! چرا؟؟؟؟! چرا من هنوزم اين جوووريم !!!!؟!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 15:43  توسط زي زي   | 

دلم اندازه ی کل دنیا گرفته !(این تیکه ی تو بووووووووووود!)
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 20:28  توسط زي زي   | 

 

دلم گرفته از این تنهاییم!

دلم  گرفته از این دل تنگیم!

دلم گرفته از این که برای هیچ کس مهم نیستم !!!! دلم گرفته از این زندگی بی هیجان! دلم گرفته از این که عین احمقا نمی تونم کسی رو دوست داشته باشم دلم گرفته از این که می ترسم تا آخر عمر همین طوری بمونم !

دلم گرفته از این که گول خوردم

دلم گرفته از این که وقتمو الکی دارم تلف می کنم!

دلم گرفته از این هنوزم دنبال نشونه می گردم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 23:52  توسط زي زي   | 

 

یهو دلم گرفت یهو دلم تنگید یهو دوست داشتم به عقب برگردم به اون روزا که با هم بودیم یهو دوست داشتم از این روزا پرواز کنم چون اصلا خوب نیست ! حس خوبی نیست که هم تنها باشی هم بدونی اون ازدواج کرده هم بدونی فراموش شدی هم بدونی دوست داشتنش واقعی نبود اگه بود فراموش نمی کرد هم بی ارزشت و تحقیر کرده باشه هم ...............

آخه چرا انقدر بی معرفت کسی که انقدر براش مهم بودی چه روزایی از نگرانی .......... همش الکی بوود چون دوستس که تموم شه دوشتی نیست مسخره بازیه !برای چه کسی دل سوزوندم کسی که ۲ ماهه کاملا فراموشم کرد کسی که تحقیرم کرد کسی که .....

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 23:51  توسط زي زي   | 

 

 

چقدر بده آدم  حس کنی آدم بی ارزشی بوودی که تنهات گذوووشته! انقدر راحت فراموووووووش کرد! نامرد!

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 16:54  توسط زي زي   | 

 

 

دیگه حتی روم نمی شه به کسی بگم انقدر دلم گرفته و چرا گرفته ! دیگه از خودمم خجالت می کشم !

از خودمم حالم به هم می خوره !

از همه و بیشتر خودم !

خستممممممممممممممممممممممممممم!

خدا بی انصافیه ! خدا تا کی باید منتظر بمونم !؟ دیگه کم اوردم ! کمممممممممممممممممممممم!

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 9:44  توسط زي زي   |